تبليغاتX
از روزگار رفته، حکایت - هفت حرف

1ـ فرصت تمام شد و ایران سوار قطار سریع‌السیر غرب نشد. به نظرم به زودی خشتک کشور تبدیل می‌شه به بادبان. پس همه با هم شلوارهاتون رو آماده کنید تا نیروهای ناتو زیاد معطل نشن.

 

2ـ ای بر پدر استکبار جهانی به سرکردگی هالیوود جهانخوار و کًن غاصب. باز این مادر به خطاها یه ایرانی رو از گرفتن اسکار محروم کردن. کامی عسگر سومین ایرانی راه یافته به کداک تیاتر ( اگه بچه های آسمان رو هم حساب کنیم)، بی مجسمه برگشت و فقط خرج لباس های گرون قیمت مراسم موند رو دستش.

 

3ـ راستی مگه اسکار واسه فیلم‌های انگلیسی زبان نیست؟ اگه هست که دقیقاً هست پس این "نامه‌های ایووجیما" وسط کاندیداها چه غلطی می‌کرد؟ که یه کم ما رو ترسونده بود نکنه کلینت ایستوود ببره جایزه کارگردانی رو و سر مارتین بی کلاه بمونه...

 

4ـ آرسنال باخت!!!(ای ول) ... چلسی برد( اَه ...اَه ...اَه). این بازی هم از اون بازیا بودا. کاش یه قانونی تو فوتبال بیاد که بشه هر دو تیم ببازن. مخصوصاً وقتی آرسنال و چلسی با هم بازی دارن. تقریباً مطمئنم به خاطر نوشتن این بند تا چند روز باید از دست م.ا مهربون متواری بشم.

 

  به نظرم یه مشکل عمده در روابط اروپایی ها با ایران وجود داره اونم کمبود آفتاب تو اروپاست که باعث شده مغز این بندگان خدا نم بکشه و اینقدر این موضوع اتمی رو تفت بدن، البته با یه قارچ اتمی که حرارت قاره اروپا رو یه کم بالا ببره این مشکل حل خواهد شد. واقعاً گاهی فکر می‌کنم اگه نبودن این جمهوری خواه های ایلات متحده، دنیا چه وضع کس‌شعری پیدا می‌کرد.

 

6ـ آقایون و خانومای خارج نشسته( شایدم ایستاده) که سگ خامنه‌ای رو به آمریکا ترجیح می‌دن و  بوی افکار درخشانشون( این درخشان با اون درخشان فرق داره اشتباه نشه) دنیا رو برداشته و قصد جنگ با متجاوزین به خاک ایران رو دارن یه لطفی کنن قبل از شروع جنگ خودشون رو برسونن به ایران که بعداً بهانه نیارن که هواپیما نبود و چه می‌دونم راه بسته بود و هزار دلیل دیگه.

 

7ـ نمی‌دونم چرا اینقدر دیر به دیر می‌نویسم، اصلاً نمی‌دونم چرا می‌نویسم. ولی حالا که می نویسم بدم نمیاد بدونم کدوم بخش این وبلاگ رو بیشتر از بقیه دوست دارین تا حذفش کنم!!!! راستی شما نمی دونین چرا این هفته اینقدر اتمی شد مطلب؟

 

آخر هفته جهان و اول هفته ایران به همه تون خوش بگذره.

 

حرف آخر: هر دم ز تو نقشی می زند این دل به خیال

نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 11:55 بعد از ظهر  توسط س.پ | لینک