یک ویدیوی زیبا به همراه یک شعر خوب، میتونه شما رو مجاب کنه صدای خوانندهای رو گوش کنین که اصلاً ازش خوشتون نمیاد. این جنس رابطه منه و ترانه Hurt اثر کریستین آگیولرا. چون تازگیها به این نتیجه رسیدم که ترجمه تو ادبیات مخصوصاً شعر اون رو با خاک یکسان میکنه، ترجمه نکردم. خودتون بخونید لذتش رو ببرید. و اگه گیرتون اومد ویدیوشو تماشا کنید.
Poem: Hurt
Seems like it was yesterday when I saw your face
You told me how proud you were, but I walked away
If only I knew what I know today
Ooh, ooh
I would hold you in my arms
I would take the pain away
Thank you for all you've done
Forgive all your mistakes
There's nothing I wouldn't do
To hear your voice again
Sometimes I wanna call you
But I know you won't be there
Ohh I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself by hurting you
Some days I feel broke inside but I won't admit
Sometimes I just wanna hide 'cause it's you I miss
And it's so hard to say goodbye
When it comes to this, oooh
Would you tell me I was wrong?
Would you help me understand?
Are you looking down upon me?
Are you proud of who I am?
There's nothing I wouldn't do
To have just one more chance
To look into your eyes
And see you looking back
Ohh I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself, ohh
If I had just one more day
I would tell you how much that I've missed you
Since you have been away
Ooh, it's dangerous
It's so out of line
To try and turn back time
I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself by hurting you
حرف آخر: فراموشم نکن
می نشینم
در خیال تو
که آمده ای
تا دوباره
نفسهایمان
بپیچد
در نفس های زمین
برق نگاهت
هوا را آشفته کرده
باد می آید
باد می آید
چون تو آمدهای
و شاید یادت آمده
پ.ن 1. الف.ب عزیز ببخشید که مطلبم نگرانت کرده بود و واقعاً ممنونم که به فکرمون بودی و اگه خوشحالت میکنه ــ که میدونم میکنه ــ رابطه من و یاسی تو اینهمه دوری مثل روز اول تازه است.
پ.ن 2. بهار ... تابستان ... پاییز ... زمستان
حرف آخر: پناه قلب خستهمی تو این دو روزِ روزگار
دستهایت نیستند
تا بگیرمشان
تا آرام
بیایی
کنار این درخت خشک
روبروی پنجره
در قاب عکس
پر از یادت
بنشینی
شاید
دوباره سبز شود
در خیال تابستان چشم تو
حرف آخر: عروس خوب قصه، عروس آرزوهام ... وقتی که خیلی تنهام، قهر نکن با چشمام
نکند
دوباره گریهات را نبینم
تا بگویم نه
بخاطر چشمهایت نه
و تو بغض کنی
در آغوش من
با من
و باران من
با بارانت یکی شود
چه خیال خوبی دارد
این خیابان خیس
اصلاً بیا بی خیال چشمهامان شویم
حرف آخر: ...
چشمهایت را نبند بانو
هوا دوباره سرد میشود
حرف آخر: صدایم با صدایت داشت عادت
رسیدم
به تو
به هرچه تویی
آخرش
مثل قصه نبود
آخر قصه این نبود
من یا تو
تو یا تمام هستی
هستی
بودی
باش
تا باشم
قصه را تمام می کنم
تا تمام شوم
تا بشوم
آنچه می خواستی
آنچه می خواستم
تو بودی
تمام
قصه تمام نشد.
حرف آخر: نرو نزار تا بعد از این، دنیا به عشق شک بکنه
تو که آمدی
من بودم
از پیشترها
بی یادگاری از تو
بی یاد تو
بی تو
تا تو آمدی
امروز
اینجا
آنجا
هرجا که من بودم
تو بودی
با من
و من ماندم
در تو
گم شدم
مردم
تو ماندی
تنها
تو
بمان
تا من
بمانم
در تو
پ.ن. برای تولد بهترینم که 4 دسامبر(13 آذر) اومد، موند و عاشق کرد، کاش تا همیشه باشه
حرف آخر:
تو جامه دان پر می کنی ... من خالی از جان می شوم
یک لحظه در چشمم ببین ... ببین چه ویران می شوم
مبارک است
زاده شدم
تکاپو بود و درد
گریه بود و فریاد
سال نحس
سال جنگ
جنگ
خون
جنون
مبارک است
چارک قرنی گذشته
سالی بیش شاید دو
یادم مانده هنوز
زاده شدم
امروز
سال جنگ
سال نحس
سال مرگ
م
ر
گ
پ.ن. تولدم مبارک ولی ای کاش یادم نبود.
حرف آخر: بیا بریم اونجا که شباش ... بوش تو باشه تو هواش
رفتی
تا قرارمان بماند
تا
ببینیم
خود را و همه را
زیر عکس تو
تمام شد
این بازی همیشگی
برای تو
و ما
منتظریم
تا قرعه را بکشند
برای قرار بعدی
زیر عکس
پ.ن. نوشته ای برای عمران صلاحی
حرف آخر: ...
رها میشوم
در خیالهای تو
که ایستادهاند
در این اتاقِ
خالی از تو
که رفتهای
چرا؟
حرف آخر: ...
از شنیدن اولین ترانه جیمز بلانت در خلال یک بازی بیلیارد، تا تبدیل شدنش به یکی از آرامبخشهای شبانه، مدت زیادی نگذشت. واقعاً چه چیزی تو عمق صدای این مرد انگلیسی ــ از روی لهجه ــ نهفته شده، که اینجوری آدم رو میبره به دنیای خیال؟ شما هم اگه تا حالا به مهمونی جیمز نرفتید، یک بار حتماً امتحان کنید، مطمئن باشید به امتحانش میارزه.
Did I disappoint you or let you down?
Should I be feeling guilty or let the judges frown?
'Cause I saw the end before we'd begun,
Yes I saw you were blinded and I knew I had won.
So I took what's mine by eternal right.
Took your soul out into the night.
It may be over but it won't stop there,
I am here for you if you'd only care.
You touched my heart you touched my soul.
You changed my life and all my goals.
And love is blind and that I knew when,
My heart was blinded by you.
I've kissed your lips and held your head.
Shared your dreams and shared your bed.
I know you well, I know your smell.
I've been addicted to you.
Goodbye my lover.
Goodbye my friend.
You have been the one.
You have been the one for me.
I am a dreamer but when I wake,
You can't break my spirit - it's my dreams you take.
And as you move on, remember me,
Remember us and all we used to be
I've seen you cry, I've seen you smile.
I've watched you sleeping for a while.
I'd be the father of your child.
I'd spend a lifetime with you.
I know your fears and you know mine.
We've had our doubts but now we're fine,
And I love you, I swear that's true.
I cannot live without you.
Goodbye my lover.
Goodbye my friend.
You have been the one.
You have been the one for me.
And I still hold your hand in mine.
In mine when I'm asleep.
And I will bear my soul in time,
When I'm kneeling at your feet.
Goodbye my lover.
Goodbye my friend.
You have been the one.
You have been the one for me.
I'm so hollow, baby, I'm so hollow.
I'm so, I'm so, I'm so hollow.
حرف آخر: صدای تو، صدای باد و بارون
تو، همهای
من،
من تو
با تو
تو که باشی
آبشارم
بی هوا، هم میشود
آبم
بی نفس هم میشود
همهام
نرو
درخت
بیا
بی تو می خشکد
بمان
نرو
تا بمانم
حرف آخر: با تو باید زیر باران خوابید
دوباره آمدم
آمد
آمدی
شهر، بیآسمان خراشتر
هیچ ... انگار ... شاید
بوق ماشین یا صدای هواپیما
صبح شده باز
خیابان آرام شد
مسافرین محترم توجه فرمایید
یکی از تیترها نبود
هزار سال بعد از قبل
بوی غذا اینجا هم هست
پیر شدی
انار
تاریکی یعنی مرگ
پاییز نشده هنوز
قرمز ... سرخ ... آلبالو
ساعتم خوابیده
دوباره همان صداست، نه؟
کارگردان کجارفت
اینجا امریکاست
یک ... دو ... سه
حرکت
فردا برمیگردم
با همه
حرف آخر: ...
پوستت تاول زده
چشمهايت مانده باز
توی ماهی تابه ای
روی آتش های گاز
يک وری افتاده ای
توی حوضی از فلز
روی روغن های داغ
می کنی جلز ولز
هرچه پولک داشتی
دانه دانه کارد کند
من خجالت می کشم
چشمهايت را ببند
تا همين ديروز تو
زنده بودی توی آب
واقعاْ شرمنده ام
شد دلم ديگر کباب
تو برای شام ما
توی آتش سوختی
اين همه ايثار را
از کجا آموختی
پ.ن. اسم شاعر این شعر رو نمیدونم. حتی یادم نمیاد که کجا خوندم این شعر رو. ولی مدتها بود که با خودم برای انتشارش کلنجار میرفتم و بالاخره سمت دزد وجودم موفق شد.
حرف آخر: چه خوبه مثل سایه، همسفر تو بودن ...
نه
من فریب نخوردم
تنها نتوانستم
نتوانستم نه بگویم
به عشقی که در دستانت نشانده بودی
آن سیب
عشق تو بود
تمام عشق تو
و من می خواستم عاشق باشم
عاشقت
حالا می توانی
می توانی به خدا بگویی بمیرد
چون نمی خواهمش
نمی خواهیمش
در کنار تو که هستم
نمی خواهمش
در کنار هم که هستیم
نمی خواهیمش
در کنار تو همه جا زیباتر است
بانو
پ.ن 1. با اجازه از عباس معروفی به دلیل استفاده از واژه بانو
حرف آخر: ...
اصل ترانه اینجاست با همون توضیحات قبلی
بازم یه یکشنبه بارونی دیگه اومده
دارم وقت تله می کنم، کاری ندارم انجام بدم
نشستم منتظر تو
چرا هیچ اتفاقی نمی افته!
می زنم بیرون، میرم ماشن سواری
خیلی تند می رونم و می رم اون دور دورا
دوست دارم فکرمو عوض کنم
خیلی تنهام، منتظرتم
چرا هیچ اتفاقی نمی افته!
آخه چی جوری! چرا!
دیروز برام از یه آسمون آبی آبی می گفتی
ولی کل چیزی که اینجا می بینم یه درخت لیموی زرده
سرم رو می چرخونم اینور اونور
تمام اون دور و ورو می چرخم
ولی کل چیزی که اینجا می بینم یه درخت لیموی زرد دیگه ست
از بس اینجا نشستم خسته شدم
می خوام برم بیرون خیس شم
ذهنم کلی مشغوله
خسته شدم، خودمو می ندازم رو تخت
آخه چرا هیچ جا هیچی نمیشه!
این جدایی واسه من خوب نیست
نمی خوام مثل اون درخت لیمو تک بیفتم
تو این جای بیخود می چرخم
بهرحال مثل بچه ها اسباب بازیمو پیدا می کنم
همه چی اونجوری که تو دوست داری شده
آخه چی جوری! چرا!
دیروز برام از یه آسمون آبی آبی می گفتی
ولی کل چیزی که می تونم ببینم
ولی کل چیزی که می تونم ببینم
ولی کل چیزی که اینجا می بینم یه درخت لیموی زرده
حرف آخر: خیلی تنهام، منتظرتم
یه کم بابت این نحوه ویرایش ببخشید، حوصله ام نشد بشینم درست حسای ردیفش کنم، اصلش که همینه ترجمه ش هم که اینجاست، آهنگ خیلی باحالیه، فرصت شد پیداش کنین گوش بدین، ویدیوشو خودمم ندیدم تا حالا، اگه کسی داره، خوشحال می شم به من بدتش.
Poem: Lemon Trees
Poet:
I'm sitting here in a boring room
It's just another rainy Sunday afternoon
I'm wasting my time, I got nothing to do
I'm hanging around, I'm waiting for you
But nothing ever happens -- and I wonder
I'm driving around in my car
I'm driving too fast, I'm driving too far
I'd like to change my point of view
I feel so lonely, I'm waiting for you
But nothing ever happens, and I wonder
I wonder how, I wonder why
Yesterday you told me 'bout the blue blue sky
And all that I can see is just a yellow lemon tree
I'm turning my head up and down
I'm turning, turning, turning, turning, turning around
And all that I can see is just a yellow (another) lemon tree
I'm sitting here, I miss the power
I'd like to go out taking a shower
But there's a heavy cloud inside my head
I feel so tired, put myself into bed
Where nothing ever happens -- and I wonder
Isolation is not good for me
Isolation -- I don't want to sit on a lemon tree
I'm stepping around in a dessert of joy
Baby anyhow I'll get another toy
And everything will happen -- and you'll wonder
I wonder how I wonder why
Yesterday you told me 'bout the blue, blue sky
And all that I can see
And all that I can see
And all that I can see is just a yellow lemon tree
Last comment: I feel so lonely, I'm waiting for you
لرزش دستهایم تا کجا بیاید
حالم را می پرسی؟
تا بگویم
شوق
و تو بگویی
عکسها خراب شد انگار
با لبخند
و من بگویم دوباره کی می آیی
تا عکست را بگیرم
حرف آخر:
تو چه خوش رنگ و عزیزی مثل یک نت لب گیتار
یا مثه حس یه بوسه، حدس یک گل پشت دیوار
آنقدر دنبالت دویدم
تا خستگی آمد،
من ماندم وتو رفتی
می ترسم
یادت برود و نیایی
آنقدر برایت گفتم
تا خواب آمد،
تو را با خود برد
و من نشستم آنجا که تو
و تو رفتی بی من
نگفتی، دوباره کی می بینمت
مردی سرگردان به اطرافش نگاه می کند،پسری در خیابان در حال صحبت کردن با موبایل است از کنارش می گذرد، یک لحظه قبل از اینگه اتوبوس پسر رازیر بگیرد مرد سرگردان او را نجات می دهد و می رود و خودش را گم می کند، و شروع یکی از عارفانه ترین ترانه هایی که تا کنون شنیده ام، پسر بر روی سر افراد اعدادی می بیند که رو به کم شدند، در واقع مدت باقی مانده از عمر آنها را نشان می دهد و حالا باید ... حتماً ببینید.
Poem: Savin' Me
Poet: Nickel Back
Prison gates won’t open up for meدرهای زندان برویم گشوده نخواهد شد
On these hands and knees I’m crawlin’ بر دستان و زانوهایم می روم
Oh, I reach for youبه خاطر توست که می توانم
Well I’m terrified of these four wallsبا اینکه از این چهار دیواری می ترسم
These iron bars اما این میله های آهنی
can’t hold my soul in نمی توانند روحم را روحم را محبوس کنند
All I need is youتو تمام انچه هستی که من می خواهم
Come please I’m callin’ صدایت می کنم، لطفاً بیا
And oh I scream for you فریاد من بخاطر توست
Hurry I’m fallin’ من در حال سقوطم، عجله کن
Show me what it’s like به من نشان بده که شبیه چیست
To be the last one standingآخرین فرد مقاوم باش
And teach me wrong from right و فرق خوب و بد را به من بگو
And I’ll show you به تو نشان می دهم
what I can beکه چگونه آدمی می توانم باشم
Say it for meبه خاطر من بگو
Say it to me به من بگو
And I’ll leave this life behind meمن از این زندگی عبور می کنم
Say it if it’s worth saving meبه من بگو، اگر ماندنم ارزشی دارد
Heaven’s gates won’t open up for meدرهای بهشت برویم باز نیست
With these broken wings با این بالهای شکسته
I’m fallin’ من سقوط می کنم
And all I see is youتمام چیزی که می بینم تویی
These city walls دیوارهای این شهر را
ain’t got no love for me دوست ندارم
I’m on the ledge of the eighteenth storyدر ابتدای هجده سالگیم
And oh I scream for you و تو را صدا می زنم
Come please I’m callin’ صدایت می کنم، لطفاً بیا
And oh I scream for you فریاد من بخاطر توست
Hurry I’m fallin’ من در حال سقوطم، عجله کن
Show me what it’s like به من نشان بده که شبیه چیست
To be the last one standingآخرین فرد مقاوم باش
And teach me wrong from right و فرق خوب و بد را به من بگو
And I’ll show you به تو نشان می دهم
what I can beکه چگونه آدمی می توانم باشم
Say it for meبه خاطر من بگو
Say it to me &nbs