احزاب اصلاح طلب عزیز اگه عرضه دفاع از رای مردم رو ندارید خودتون به همراه هفت جدتون گه می خورید مردم رو برای شرکت در انتخابات دعوت می کنید.
آقای خاتمی رییس جمهور اگه وضع انتخابات تو ایران همینه و چاره ای برای جلوگیری از تقلب نیست، غلط می کنی می گی تنها راه اصلاحات از صندوق های رای می گذره. به چه حقی به اونهمه مردم که به شما رای دادن دهن کجی می کنی زنگ می زنی به پورمحمدی و ازش تشکر می کنی.
ولی هنوز باور ندارم شما سر و ته یه کرباسید ولی یقین دارم جناح اصولگرا دست کم ظاهر و باطنش یکیه ولی شما ... برای پذیرش اشتباه هیچوقت دیر نیست.
پ.ن ۱. این آخرین مطلب من در مورد انتخابات فعلی بود و قصد ادامه دادن ندارم، این نظرات هم تا همین امروز تاریخ مصرف داره و ممکنه فردا و یا تو انتخابات دیگه نظرم عوض بشه. از پست بعدی، مطالب این وبلاگ به روال عادی خودش بر می گرده. پس تا بعد.
پ.ن ۳. ببخشید بابت اینهمه عصبانیت، فعلاً باید برم چند ساعت بیشتر تا آخر پاییز نمونده و من هنوز وقت نکردم جوجه هامو بشمرم.
حرف آخر: غریبگی نکن با حق حق من
تلخ لطفاً ...
حرف آخر: به یاد تو نشستم زیر بارون
و بالاخره انتخابات برگزار شد، در شرایطی که نه میشد از مشارکت کامل صحبت کرد و نه از تحریم تمام عیار. خوشبختانه به هر دلیلی، از تقلب گرفته تا عدم اقبال رای دهندهها، اصلاح طلبان در این انتخابات برنده نشدند و بلای دوم خرداد از بیخ گوششان گذشت.
یادمان نرفته هنوز دوم خرداد هفتاد و شش، خاتمی کاندیدای انتخابات شد تا با جلب آرای پراکنده جریانات چپ بتواند پایگاهی در حکومت یکدست محافظه کار برای این جناح حذف شده از قدرت مهیا کند، اما نشد آنچه که باید میشد و مردم به شکل تودهوار و نه آگاهانه در برابر جریان حاکم ایستادند و چپهای آن روز و اصلاح طلبان امروز بدون آمادگی برای تشکیل دولت و بی برنامهای برای تحقق شعارهای انتخاباتی، وارد حکومت شدند و جامعه پر شد از احزاب دولتی و شبه دولتی که سعی کردند برای دولتِ یک شبه، برنامه و راهبرد و راهکار تدوین کنند. احزابی که هر کدامشان بی کم و کاست خود را وارث دوم خرداد میدانستند. در ادامه دعواهای درون گروهی بالا گرفت و تعداد و تنوع تئوریها برای رسیدن به مقصد در هشت سال دولت خاتمی آنقدر زیاد شد که از شمارش در رفت و مردم، خسته از نرسیدن به خواستهها رفتند به راه قهر و جمهوری اسلامی ماند و آرای سنتی و همیشگیش. تا این انتخابات، این بار اصلاح طلبان آمدند و حقیقتاً با همان عهد پیشین هم آمدند. جمع کردن افراد پراکنده اما امیدوار به تغییر ، کاستن از یکدستی شورای اصولگرا و همچنین آماده شدن برای ورود به قدرت مهمترین دلایل این حضور یک سال و نیم بعد از اخراج از حاکمیت بود. و خوشبختانه مسیر به درستی طی شد و همان چهار نفری که باید، وارد شورا شدند با رای کاملاً آگاهانه( به غیر از ساعی البته). این شکست را به فال نیک بگیریم که شروع پیروزی بزرگ و پایدار خواهد بود چون حالا 37.5 درصد رای دهنده ها آگاهانه به اصلاحات رای دادند که بی اغراق از صد درصد رای تودهوار(گوسفندی) ارزشمندتر است، اگر و تنها اگر قدرش را بدانیم.
حرف آخر: فرصت همین امروزه برای عاشق بودن
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام آخر: شاید که خطا زِ دیده ماست بیا ... یکبار دگر نیز بگردانیمش
حرف آخر: تو تنها تکیه گاهی، برای خستگیهام
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام دهم: رای بدهیم تا ثابت کنیم، همه چیز تغییر قابل تغییرند اگر بخواهیم.
حرف آخر: لحظه هام پر می شه از تو
ایستاده بودم کنار خیابان. ساعتی می شد. عبور پر سرعت ماشین ها و ترس از تصادف و مردن مرا به این سمت خیابان میخ کوب کرده بود. کم کم داشت یادم می رفت که اصلاً آنطرف چه چیز به انتظارم بود که باید می رفتم. در همین فکرها بودم که صدای بلند عصایی در چند متریم توجهم را جلب کرد. حدسم درست بود مرد نابینایی با راهنمایی عصا خودش را رسانده بود به کنار خیابان و منتظر بود تا کسی دستش را بگیرد و با خود ببرد آن سوی خیابان.
رفتم به سمتش، آرام دستش را گرفتم که تشکری کرد و با هم راه افتادیم، تقریباً نیمه خیابان بودیم که اتومبیلی با سرعت به ما نزدیک شد صدای ترمز، کشیده شدن ماشین بر روی زمین، چهره ام را کمی نگران کرد اما آرامش مرد نابینا ماند، اتومبیلکه خورد به ما، افتادیم کف خیابان، سایر اتومبیل ها که ایستادند برای کمک تشکر سریعی از مرد نابینا که از درد به خودش می پیچید کردم و سریع خودم را رساندم به آنسمت خیابان. هرکس مرا در آنحال می دید از چهره ام می فهمید که کار بزرگی کرده ام.
حرف آخر: زیر باران باید رفت
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام نهم: رای بدهیم تا به همه ثابت کنیم برای رسیدن به دمکراسی ما منتظر قهرمان نیستیم بلکه همه ما با هم قهرمانیم
حرف آخر: اگر یادمان بود و باران گرفت .... نگاهی به احساس گلها می کنیم
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام هشتم: تا یاد بگیریم انتخاب همیشه بین بد و بدتر صورت می گیرد نه بین خوب و بد.
حرف آخر: تو می دونی چی می گم؟ تو گوش می دی به حرفام
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام هفتم: رای بدهیم تا دیگر بار و دیگر بار بتوانیم که برخیزیم.
حرف آخر: تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام ششم: رای بدهیم تا ثابت کنیم ما از تمرین دمکراسی هیچوقت خسته نمی شویم.
حرف آخر: بگو فردا مال ماست
تو که آمدی
من بودم
از پیشترها
بی یادگاری از تو
بی یاد تو
بی تو
تا تو آمدی
امروز
اینجا
آنجا
هرجا که من بودم
تو بودی
با من
و من ماندم
در تو
گم شدم
مردم
تو ماندی
تنها
تو
بمان
تا من
بمانم
در تو
پ.ن. برای تولد بهترینم که 4 دسامبر(13 آذر) اومد، موند و عاشق کرد، کاش تا همیشه باشه
حرف آخر:
تو جامه دان پر می کنی ... من خالی از جان می شوم
یک لحظه در چشمم ببین ... ببین چه ویران می شوم
1- شش روز مونده تا روز انتخابات، حرفهام رو در مورد انتخابات شوراها تو ایران تو سری مطالب گام های پیروزی می نویسم، و نیازی به تکرارشون نمی بینم. ولی اگه تصمیم گرفتین رای بدین یادتون باشه شورا تو هیچ جای دنیا محل جمع شدن متخصصین نیست، چون شهر یه موجود زنده است و به تمامی تخصصها نیاز داره و با 15 نفر معمار و شهرساز مشکلش حل نمی شه افراد متخصص باید تو رده های اجرایی و مشاوره فعال بشن و به انجمن شهر کمک کنن، تو جوامع جهان سوم که هنوز مدیریت واحد شهری شکل نگرفته شورا باید از افراد قدرتمند سیاسی و دارای پشتیبانی حزبی تشکیل بشه تا بتونن با پشتوانه مردم به چانه زنی در رده های بالا بپردازن و برای انجمن شهر احتیارات بیشتر بگیرن. تو جوامع پیشرفته اما شورا محل جمع شدن معتمدین محلیه.
2- کم کم در حال نزدیک شدن به روز دوشنبه هستیم که قراره دولت لبنان موافقتشو با تشکیل دادگاه بین المللی رسیدگی به ترور حریری اعلام کنه و چاقوکشای حزبالله هنوز موفق به منحل کردن دولت سینیوره نشدن. کاریز هم که چند روزه روشنای خاصی نداره و ما همینجور تو حول و ولا منتظر حوادث لبنانیمريال راستی شما یادتون نیست قبل از اومدن علی ما اخبار لبنان رو از کجا می گرفتیم؟
3- انتشار گزارش بیکرــ همیلتون، پخش پیاپی تصاویری فاجعه زده از عراق و انتقاد از نئوکان ها بوسیله هرکس که به تریبونی می رسه، چه دنیای بدی شده، اما امدکی صبر سحر نزدیک است، منتظر برگشت قدرتمندانه جمهوریخواهان به صحنه باشید.
4- یه اشتباه هفته پیش کردم در حد تیم ملی مطرح بود، روز 4 دسامبر یا همون سیزده آذر خودمون که روز تولد یاسی بود که یادم رفت، و دقیقاً با تمام قوا و نیروهای ذخیره و غیره به غلط کردن افتادم، یا ایهالناس حتماً برای خودتون یه ساعت تاریخ دار بخرید تا بتونین به زنده موندن خودتون امیدوار باشین.
5- شنیدم که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی (زرشک هسته دارد آیا؟)، در پیامی مشعشع به خیک الدوله ملقب به رضا زاده، گفته صحنه را دیدم و الی آخر، سوال چهار جوابی: رهبر معظم وقت مسابقه وزنه برداری چه شبکه ای رو تماشا می کرد؟
الف: MULTIVISION بعد از ساعت 12 شب به وقت بروکسل
ب: کارت شبکه SEX VIEW را خریده و 24 ساعت صحنه تماشا می کند.
ج: تلوزیون نگاه نمی کرد بلکه فیلم زهره را تماشا می کرد
د: کیر و خایه وزنه برداران سنگین وزن از شبکه سه ایران.
6- یک دنیا فرقه بین وزنه برداری که وقت قهرمانی عکس خامنه ای رو بالا می بره و مدالشو پیشکش رهبر می کنه با تکواندوکاری که مثل همه ما وقت برنده شدن، پشتک می زنه و قهرمانیش رو اول به عزیزترین کسش و بعد به مردم ایران تقدیم می کنه، همیشه از ساعی خوشم میومد حالا هم که از طرف اصلاح طلبا کاندید شورا شده بیشتر ازش خوشم اومد، یا ایهالناس اگه می تونید رای بدید، به پیروزی ساعی و اصلاح طلبا کمک کنید.
7- چهارشنبه مسافرم، نمی دونم مسافر کوچولو منم و روباه یاسی و یا ماجرا برعکسه به هر حال ما اهلی همیم. همین.
آخر هفته در جهان و اول هفته در ایران مبارک.
حرف آخر: توی شب کوچه های ترس و پرسه ... من و پیدا کن از اندوه آغاز
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام پنجم:رای بدهیم تا بدانیم که می توانیم از اشتباهات خود درس بگیریم و اشتباهات دیگران را نیز بپذیریم و به آنها فرصت جبران بدهیم.
حرف آخر: کلاغ پربازی با تو عالمی داره
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام چهارم:رای بدهیم زیرا برای گرفتن مدیریت قطار ابتدا نیاز به خریدن بلیط و سوار شدن به قطار است.
حرف آخر: دست به دست من بده، پا به پای من بیا
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام سوم: رای بدهیم تا به جهان بگوییم گرچه ما ایرانیان هیچگاه انسانهای خوبی نبوده ایم اما به اندازه احمدی نژاد هم بد نیستیم.
حرف آخر:تو که باورم کنی، عشق یه دنیا مال ماست
به نظرم انتخابات شوراها ارزش شرکت کردن داره، به همین دلیل از امروز تا روز انتخابات هر روز یکی از دلایلم برای بهتر بودن شرکت تو انتخابات رو می نویسم.
گام دوم: رای بدهیم تا یاد بگیریم می توانیم بعد از شکست نا امید نباشیم و به فرداها فکر کنیم.